گذشته ها

خرید بک لینک

میخواستم بیام به چیزایی بگم

نگاهم افتاد به این پستم http://royayee77.blogfa.com/post/54

و البته آخرین پستی که گذاشتم

چقدر تلاش کردم جور دیگه هم بتونی منو ببینی و داستانمونو

ندیدی که ندیدی که ندیدی

و نخواستی

به خداوندی خدا به صاحب همین ماه قسم که جلوی پیشرفتتو نمیگرفتم

با هم با کمک هم با لطف خدا و برنامه ریزی خیلی کارا میشد بکنیم

الان که دارم نگاه میکنم میبینم چقدر بهت علاقه داشتمو به هیچ کجا ختم نشد

با وجود همه تلاشهام.

میدونم الان همش داری میگی کی میشه جوابشو بدم بخاطر بعضی پستای کانال

ایراد نداره تو هرچی دلت میخواد بهم بگو با عکسای پروفایلت ، هرچییییی

دلت پر هست مثل من ، میدونم

ولی کااااش کااااااش اینهمه سخت نمیگرفتی شرایطو

بهترین فرصتا بود امسال تا خرداد سال دیگه که بیام و بریم بیرونو بیشتر همو ببینیمو بیشتر اخلاق هم دستمون بیادو ...

چتامونو که میخونم یه چیزیو خوب میفهمم ، اونم اینه که یه زمانی قشنگ مشخصه راغب بودی به من از نوع حرف زدنت مشخصه ولی نمیدونم چی شد که انقدر ترسیدی از با هم بودنمون

یه بنده خدایی رو میشناسم که یه پسری رو دید و خواستن باهم برن بیرون و آشنا شن و ....

دختره سریع به مادرش گفت که چکار میخواد کنه و طرف کیه و ...

خیلی راحت باهم رفتن و بقیه ماجرا

نمیدونم تو از چی میترسیدی که حتی نخواستی منو کامل به مادرت معرفی کنی

از حست به من بهش بگی و ...

مگه خلاف شرع بود؟؟؟ مگه من چه اشکالی داشتم که مثلا مادرت میخواست مخالفت کنه؟

حالا از یه شهر دیگه بودم که بودم دیگه // انسان که بودم

پدرت بدون دیدن و شناختن من گفته بوده نه!!!!!!!!!!!!!! (در حد همون توضیح چند ثانیه ای تو به مادرت) یادمه

البته اینا همش حکم درد دل کردن داره و چیزی رو حل نمیکنه و دردی از من دوا نمیکنه

و مهمتر از همه اینا خواستن تو بود که مشکل اصلی بود

و تو نخواستی

وگرنه اگر کسی کسی رو بخواد اینا همه بهانس

مگه من تو رو نخواستم؟؟؟؟ چقدر زحمت کشیدم برای تهران اومدن برای پس انداز کردن و برای خیلی چیزا

(ریشای سفیدم حکایت داره از سختی ای که تحمل کردم) منت نیست بخدا

میخوام بگم خیلی تلاش کردم ولی دست من نیست این موردی که بحث بود سرش.

نمیگم تو هم تلاش نکردی ولی نخواستیم و خلاااااااااااااااااااااااص

این مهمترین چیزه وگرنه بقیه چیزا حل میشد

از هرکسی میخوای بپرسی بپرس

من خودم از دخترایی پرسیدم که خیلی حساسن و دنبال رفاه هستن مثل خیلیا

همشون میگفتن کسی که کسی رو بخواد بخاطر یه شهر ولش نمیکنه و این واقعیتیه

تقصیرا همه گردن تو نیست

من خیلی دلم گرفته ، خیلیییییییییییییییییی

خیلی ناراحتم و حالم خوب نیست

فقط دارم روزا رو میگذرونم

انشالا خوشبخت باشی

...اگه تو مال من باشی...

ما را در سایت ...اگه تو مال من باشی دنبال می‌کنید

برچسب: گذشته ها گذشته,گذشته ها گذشته به انگلیسی,گذشته ها گذشته معین,گذشته ها رو دوره کن,گذشته های دور,گذشته ها گذشت بگذر,گذشته ها گذشت,گذشته های دور داریوش,گذشته ها احسان,گذشته ها ندیم, نویسنده: بازدید: 213 تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 6:45

صفحه بندی