فردا شب شب تولدمه
و داره یک سال از شبی که تو تنهام گذاشتی میگذره
جای جالب قضیه اینه که هنوز یک سال نشده که بهم پیشنهاد کار تو تهرانو دادن
تو همین مجموعه ای که هستم
کافی بود اعتماد میکردی به من، به عشقم و تو هم همراه میشدی
اینهمه دویدم تا تهران جور شه
ایندفعه خودش اومد سراغم!!!!!!!!!!!!
دارم تصمیم نهاییمو میگیرم که تهران برم یا نه
شاید اگر بودی نیاز به فکر نبود اما الان خیلی قضیه فرق داره، خیلی
چقدر بی ذوقم نسبت به تولدم و چقدر بی انگیزم و چقدر بد میگذرن روزا
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 19:29 توسط آرمان|
...اگه تو مال من باشی...