بالاخره سفر شیراز هم تموم شد
بگذریم که بعد از اومدن مریض شدم بخاطر گرمای تخت جمشید توو روز آخر
و بازم بگذریم که بعد از اینکه از نزدیکی محل خونتون رد شدیم در راه رفت به شیراز توی جاده داشتیم مرحوم میشدیم و خدا رحم کرد که چپ نکردیم و عجیب و غریب نمردیم !!!!!!!!!!!!!!!
از دور داشتم کوه رو نشون میدادم و میگفتیم نزدیک خونشون میشیم یعنی نزدیک تر از این نمیشه دیگه
که نیم ساعت بعد اون اتفاق افتاد!
از همه ی اینا که بگذریم توی شیراز واقعا خوش گذشت و لذتبخش بود
دوستم دختر مورد علاقش رو دید و کاملا برعکس اون چیزی اتفاق افتاد که بین منو تو اتفاق افتاد
به گرمی ازش پذیرایی کرد اون خانم،، خیلی خودمونی و دلنشین بود
هیچکدوم از رفتاراش منو یاد تو نمینداخت
فقط حسرت منو چندین برابر میکرد که چرا ........ :(
با این همه فاصله و مشکلاتی که هست گفت پاش وایمیسته و حتی حاضره چند سال صبر کنه
دختری که از تو یک سالم کوچیکتره
طوری گرم با دوستم برخورد میکرد که آرزو کردم کاش کسی هم بود منو انقدر دوست میداشت
برای خودم همینطوری که هستم
کاری که تو اصلا و ابدا انجام ندادی و نمیدادی
دختری از یه خانواده ثروتمند ، که رفتارش منو تحت تاثیر قرار داد
کاملا به فکر فرو رفته بودم که چرا تو اینطوری بودی با من؟؟ واقعا چرا؟؟؟
و چرا من ادامه دادم این راه رو با تو؟؟؟
چرا وقتی دیدم ذره ای بهم علاقه نداری و همش حس شرم و ترحم و احساس دین داری کار رو تموم نکردم؟؟
چرا وقتی دیدم کلا مسیرت از دوست داشتن و دوست داشته شدن جداس نفهمیدم باید فراموشت کنم
چرا یکی مثل تو باید میومد توی زندگی من و الان خیلی شیک و راحت به مسیرش ادامه میداد و براش مهم نبود که من چی به سرم میاد؟
دیدی خانم محترم ؟؟؟ دیدی زمان هیچ چیزی رو حل نکرد؟؟ میدونم اینجارو میخونی و میبینی
بذار راحت بهت بگم ،،، زندگی من با رفتارهای تو تصمیمات بیجای شما به این حالت رسید
تازه مثلا الان کلی تلاش کردم که حالم بهتر شده
و میدونم ضربه ای که من خوردم رو تو یک صدمش رو هم نخوردی
چون چیزی برات اتفاق نیفتاده بود که ناراحتش بشی
کسی رو نداشتی که از دستش بدی و غصش رو بخوری
ولی من ....
تو که همه ی زندگیم شده بودی رو از دست دادم
همه ی امیدم رو
انگیزم رو
برنامه هام رو
الان کاملا خنثی و بی انگیزه میرم جلو
دخترهای با اصالتی رو بعد از تو از خودم روندم که خدا کنه خوشبخت بشن هرجا هستن
ای کاش هیچوقت عاشقت نمیشدم
ای کاش هیچوقت اینجوری برای کسی تلاش نمیکردم
امیدوارم دوستم و این خانم بهم برسن و شاد باشن پیش هم
چون واقعا همدیگرو میخوان
مثل تو نیستن که دو دوتا چهارتا کنن برای دوست داشتن
به معنای واقعیش توکل داره اون خانم و هدف
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:18 توسط آرمان|
...اگه تو مال من باشی...ما را در سایت ...اگه تو مال من باشی دنبال میکنید
برچسب: مرداد,
نویسنده:
بازدید: 163