تولد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:36
سلام فردا تولدته یادمه پارسال یه همیچین روزایی دو روز مرخصی گرفتم اومدم تهران برات تولد بگیرم امسالم میشد مثل اون اتفاق بیفته ولی خودت نخواستی بیخیالش فقط میگم تولدت مبارک، انشالا هیچوفت غم و غصه نبینی و همیشه شاد باشی و خوشبخت بشی نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۶ساعت 12:55 توسط آرمان|
یکسال
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:36
یکسال از دیدارمون و هدیه ای که بهم دادی گذاشت یکسال گذشت که با ذوق و شوق اومده بودم که ببینمت کلوچه هایی که از شمال خریده بودمو بهت بدم ولی باز دلمو شکوندی و برگشتم چقدر حالم خوب بود وقتی کنارت بودم چقدر عاشق بودم چقدر انرژی داشتم برای زندگی و یکسال گذشتو به بدترین شکل ممکن احساساتم داغون شد الان یک...
یکسال گذشت
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:36
فردا شب شب تولدمه و داره یک سال از شبی که تو تنهام گذاشتی میگذره جای جالب قضیه اینه که هنوز یک سال نشده که بهم پیشنهاد کار تو تهرانو دادن تو همین مجموعه ای که هستم کافی بود اعتماد میکردی به من، به عشقم و تو هم همراه میشدی اینهمه دویدم تا تهران جور شه ایندفعه خودش اومد سراغم!!!!!!!!!!!! دارم تصمیم نه...
تو هم مثل بقیه ای یعنی بودی و هستی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:36
خب به نتیجه ای که میخواستم رسیدم فهمیدم که هر روز چک میکردی آیدی تلگراممو و همه ی اون عکس نوشته هارو میخوندی نمیدونم دلیلش چی بوده که اینکارو میکردی خلاصش بلاکت کردم و تو هم بلاکم کردی و این تنها دلیلی بود که میشد فهمید چقدر این یکسال پیگیر بودی چرا همه چیزو تموم کردی که بخوای اینطوری پیگیر باشی؟؟؟؟...
عید
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:36
سلام عزیزم عیدت مبارک به امید خدا که لبخند روی لباتِ این روزا شدیدا احساس تنهایی میکنم ولی از یه چیز خوشحالم، اونم اینه که این تنهایی باعث نمیشه که به آدمای دیگه پیام بدم و .... کاش تو بودی تا با هم این روزا رو سپری میکردیم من اون تصمیمی که قبل عید میگفتم رو گرفتم آدمای دورو برم رو بهتر بگم دخترای د...
مرداد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:36
بالاخره سفر شیراز هم تموم شد بگذریم که بعد از اومدن مریض شدم بخاطر گرمای تخت جمشید توو روز آخر و بازم بگذریم که بعد از اینکه از نزدیکی محل خونتون رد شدیم در راه رفت به شیراز توی جاده داشتیم مرحوم میشدیم و خدا رحم کرد که چپ نکردیم و عجیب و غریب نمردیم !!!!!!!!!!!!!!! از دور داشتم کوه رو نشون میدادم و...
حال خراب این روزام
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 4:36
امشب خیلی خیلی حالم بده احساس خیلی بدی دارم میدونم وقتی اینجوری میشم با اشک ریختن تو خلوتم یه کم بهتر میشم ولی الان که شرایطش هست ، نمیخوام گریه کنم تا آروم شم بذار بمونه این حالت بذار یه جور دیگه از یه جای دیگه اثراتشو نشون بده بذار یادم بمونه تاوان عاشقی چی میتونه باشه بذار این بار سبک نشم با گریه...
دیونه شدم
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 21:39
امروز روز سیزدهم از خوندن واقعه هاس چندتا نیت کردم براش فردا روز آخره کاش بشه اون چیزی که میخوام چقدر نبودن تو داره اذیتم میکنه مثل دیوونه ها شدم، واقعا حالم خیلی عجیب و غریب شده اینکه میگم شبیه دیوونه ها شدم حرف نیست همش همه جا دنبال ردی از تو میگردم توی حرم، توی تهران ، توی اینترنت، توی تلگرام ......
آینده
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 10:40
میدونم که فراموش کردن سخته هم برای تو هم برای من میدونم میرسه روزی که بشدت دلتنگ هم بشیمو بخوایم همو ببینیم میدونم بازم اتفاقاتی میفتن که ..... فقط بدون دلم برات تنگه و هیچ وقت نه نفرینت میکنم نه گله میکنم ازت همش دعای خیره از دستت ناراحت هستما خیلی هم ناراحتم ولی خیلی دوستت دارم خییییییلییییییییییی...
ههه
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:56
عجب آدم عجیبی هستی تو کاش کاش کاش کسی باشه که بهت بگه با من چکار کردی کسی پیدا شه بهت بگه با آرمان چه کردی تو........ روزای خوبو بیصدا سوزوندیم کاش هیچوقت هیچوقت هیچوقت سال 91 نمیومدم سمتت چقدر تو دل سنگی از خودم بدم اومده چقدر خوب شد که دیشب بهت پیام ندادم و خودمو تحقیر نکردم باز خداروشکر که جلوی خ...
جمعه
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:58
یه روزی میاااااد که دیگه دلت برام نریزه که یادت نیاد تولد من چندمه.... یه روزی میاد سالی یه بارم یادتم نیام از گذشتمون جز فراموشی هیچ چیزی نخوای.... سلام اسمتو به فارسی بزن تو قسمت ادامه
تو و دیگر هیچ
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 7:58
میدونی چقدر بهت دلبستم ، نه؟ چرا تنهام گذاشتی پس؟ امشب دیدم منو یهجورایی از حالت بلاک دیدن تایم تلگرامت درآوردی نمیدونم این به چه منظوریه کلی برات پیام نوشتم که برات بفرستم ولی ترسیدم و گذاشتمش توی کانال جدید کاش میشد میرفتیو میخوندیش چقدر دلم هواتو کرده الان دارم عشق دور سیامک عباسی رو گوش میدم چقد...
گذشته ها
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 6:45
میخواستم بیام به چیزایی بگم نگاهم افتاد به این پستم http://royayee77.blogfa.com/post/54 و البته آخرین پستی که گذاشتم چقدر تلاش کردم جور دیگه هم بتونی منو ببینی و داستانمونو ندیدی که ندیدی که ندیدی و نخواستی به خداوندی خدا به صاحب همین ماه قسم که جلوی پیشرفتتو نمیگرفتم با هم با کمک هم با لطف خدا و بر...
نبودنت
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 23:29
چقدر این عکسی که گذاشتی منو یاد تو میندازه ظریف ، با نمک ، خواستنی ..... دلم هواتو کرده هرکاری کردم بیام سر کوچه ای که یه بار با فرشاد غافلگیرت کردم و یه پیغامی چیزی بزارم نشد میدونم فایده ای نداره برام جز اینکه تحقیر میشم بازم .... میدونم فایده نداره چون تو یه حرفی بهم زدی که هربار میخوام بیام سمتت...
آخر هفته
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 21:14
آخر هفته داره نزدیک میشه و .... و.. نمیدونم چی شده نمیدونم چی داره میکشتم به سمت اون قراری که تنظیم شده چقدر یهو همه چیز داره تغییر میکنه فقط میدونم ته دلم یه چیزی میگه باید برم یه سفر توی راهه احتمالا برای آینده شاید تصمیم برای خیلی چیزا عوض بشه از جمعه به بعد ممنونم از کسیکه تنهام نذاشت و دستمو گر...
یه هفته عجیب
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 19:54
خب امروزم با همه درد و سختیش گذشت بالاخره آندوسکوپی کردم و .... بیخیالش همین بسه و تنها کسی که حالم رو پرسیده و پیگیر بوده همون بنده خدا بوده دو شنبه شب موفق شدم برم کنسرت سیامک عباسی و اونجا کلی حاااال کردم با جو آهنگاش اتفاقات تازه ای افتاد و من منتظرم ببینم خدا چکار میخواد بکنه بعد ازینکه من این ...
دلتنگتم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:09
یاد یه عصر پاییزی افتادم که بعد از دیدنت برگشته بودم خونه دوستم بارون میومد کلیپ رفیقم کجایی چاوشی رو پخش کردن نتونستم دووم بیارم چشمام پر اشک شد و رفتم توی ایوان خونشون و آروم اشکامو پاک کردم یه نفر اومد گفت چته تو که دیدیش باید خوشحال باشی گفتم حرفاش و نگاش بوی موندن نمیداد بیا زخمهامو یه جوری رفو...
اتفاقات عجیب
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 21:08
امشب اتفاقای عجیبی افتاد یه نفر وارد زندگیم شد که باعث شد پستای کانال و پست اینجارو پاک کنم نمیدونم چجوریه و چقدر میتونه شبیه تو باشه ولی عجیب بود برام همه چیز که باعث شد با گفتن چندتا جمله دوتا پست غمگین و یه پست خیلی قشنگ تو وبو حذف کنم که همین امشب گذاشتم در خلال حرفاش ، و صحبتاش یاد اون تولدی اف...